دلتنگی

۲۹ اسفند ۱۳۹۰

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی:

حرف من حرف دلای بی کسه / یه امام رضا(ع) دارم واسم بسه / تا که این پنجره رو وا می کنم / تو رو تو قاب چشام جا می کنم / اوج گلدسته رو پیدا می کنم / گنبد زرد رو تماشا می کنم /همه عاشقی من یک نفسه / یه امام رضا دارم واسم بسه

من همون کبوترم که جا نداشت / لونه ای حتی رو شاخه ها نداشت / هیچ نگاهی آب و دونم نمیداد / مثل هر غریبه آشنا نداشت / حالا اما عمریه رو گنبدا / بچه ی محله ی امام رضام/

حرف من حرف دلای بی کسه / یه امام رضا دارم واسم بسه/….

پی نوشت : هر سال ، سال نو می شود و دل های ما کهنه تر از دیروز… خدا کند برای ولایت آل البیت نبی (ص) کهنگیش را صرف کند…

التماس دعا

admin فرهنگی, مذهبی

فسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

۱۹ آبان ۱۳۹۰

با روضه حسین نفس تازه میکنم

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

التماس دعا…

admin مذهبی

صرفا جهت اطلاع!

۱۱ مهر ۱۳۸۹

به سلامی قناعت می کنم و شروع میکنم که capture881هیچ وقت برای شروع دیر نیست!

در ابتدا می گویم تا بدانید نه زبانی ادبی دارم و نه طنز و صرفا جهت اطلاع برایتان چند خطی بازگو میکنم!

و باز در همین مبدأ گویم که مطمئنم اکثر قریب به اتفاق شما دوستان از این متون خوشتان نمی آید ولی گفتم اینجا می نویسم:

صرفا جهت اطلاع

دست روی دست گذاشتیم تا هر کس هر جور که میل داشت بنوشد از این زندگی خوب است آزادی بیان اما کسی برایمان تعریف نکرد آزادی بیان یعنی چه!

تا کجا بنویسیم؟ بدون مرز؟ یا تا سر حدات مرز ایران پیش رویم؟ تا کدام مرز تا مرز خسروی و مهران یا فراتر تا آن ور قصر شیرین و بعد رسیدن به حرم الله؟

بگذریم آن قدر همین یک کلام را نگفتند و تعریف نکردند تا ما در سردرگمی ماندیم و ماندیم و شکل گرفتیم و چشم باز کردیم دیدیم هر طور که بود شدیم هر طور که خواستند شدیم اما نشدیم آن که باید!

آن قدر فعل چه کردن را در هر صیغه ای صرف کردیم که خسته شدیم از صرف کردن وقتمان در افعال و لغات و حروف! ساکت شدیم ساکت ماندیم تا حوصله مان سر رفت از فریاد زدنمان (سکوت بلند ترین فریاد آدمی ست…) خواستیم این بار درست حرف بزنیم اما آن قدر فکر کردیم و فکر کردیم که  مغزمان دچار انبساط شد و تا سر حد ترکیدن پیش رفت و این بار آن قدر به الفاظ فکر کردیم که از مقصود جا ماندیم!

همه رو گفتم که بگم هیچ وقت به الفاظ (چه تو زبان چه تو معنا چه تو هر چیه دیگه) گیر ندیم پی قصد رو بگیریم شاید یه روزی یه جایی یه وقتی پیش یه آدمی که گوششو در اختیار ما قرار داده تا شنیده بشیم قصد و مفهوم کلام به دردمون بخوره!

نوشت:۱/درو کردن الفاظ فقط یه حسن داره داستان پردازی در داستان پردازی که نتیجه اش می شه دورغ

۲/اما چیدن مقاصد هزار تا حسن داره که کوچیکترینش می شه شفافیت

۳/همه رو گفتم که بگم با هم رو راست باشیم حتی اگه همه تو دنیا خالی بندن

التماس دعا

یا علی

admin سیاسی, فرهنگی

شلمچه

۲۲ شهریور ۱۳۸۹

السلام…

هوای دلی بر سرم زده که آن را چند ماه پیش در کنار همان دیار عشق جا گذاشته ام هوایی شدم هوای آن سفر با روز شمار کم اما با طول عمق بسیار که هر چه از آن می گذرد در ذهن طویل تر می شود!

کجایی دل؟ چه بودی که مرا از فرسنگ ها آن طرف تر در شمالی ترین قسمت این خاک  به دنبالت کشاندی؟ در کدام خاک پاک پیدایت کنم؟ اروند کناری یا هویزه؟  دهلاویه ای یا فکه؟ یا شایدم شلمچه؟ غروب که می شود می دانم همان جایی در کنار آن همه سیم خاردار و خاک و خون رو به سمت قبله ی عشق میکنی و سلام می دهی. جای من هم سلام می دهی؟ سلامم می رسانی به ارباب؟ خواسته ام را می گویی؟ من در این دنیایبزرگ نمای کوچک به اندازه ی الکترونی از اتم سفید نبودم  جز همان تکه که تو باشی که آن هم در شلمچه، غروب جا ماند و دیگر بازنگشت اما تو لیاقت داشتی؛ مانده ای کنار ارباب و هر روز بدو اقتدا می کنی به پیروانش به همت ها و باکری ها به صیاد ها و چمران ها ….

تو را به قبله گاهت به حضرت عشق قسمت میدهم؛ سلام ما را هم برسان و بگو کور دلی در بیابانی بزرگ در شهری روی گسل تمام وقت می لغزد و خانه های دل را از این ویران تر می کند اما با تمام ویرانگری هایش با تمام سیاهی هایش به عشق تو هر از چندی آبی جاری می کند از دو چشم روسیاهش قسمش بده بگو به حق همین  چشم  ابری و شاید بارون خورده ی به عشقتش شهادت در راه خدا در راه عشق علیه السلام و پیروانش نصیبم گرداند!

پی نوشت: شهادت شهادت تموم آرزومه شهادت شهادت رؤیای ناتمومه….

رهسپاریم با ولایت تا شهادت

للحق…

admin فرهنگی

سربازان جنگ نرم بشتابند!

۹ شهریور ۱۳۸۹

خبرگزاری فارس:حضرت امام خمینی در سال ۱۳۵۸ پس از تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس طی یک سخنرانی در جمع مردم قم ، به تشریح خصوصیات این روز پرداخت.
امام خمینی در آستانه اولین روز قدس فرمود:
روز قدس روزی است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم. روزی است که باید جامعه مسلمین همه اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به این تفاله‌هایی که مانده است از آنها ـ چه در ایران و چه در سایر جاها.
با تمامی این اوصاف سربازان چه وظیفه ای دارند؟؟؟
وظیفه ی افسران جنگ نرم چیزی جز کوبیدن مشت های خود به دشمنان داخل و خارج اعم از فتنه و جاسوس و… نیست! امسال باید روز قدس با شکوه تر از هر سال حماسه بیافریند تا احمقانی چون آمریکا دیگر خواب و توهم براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی را نبینند!

وعده ما مورخ ۱۳۸۹/۶/۱۲ ساعت ۱۰:۳۰ صبح
مسیر شماره ۱
مسجد امام حسین (ع) میدان امام حسین، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران

مسیر شماره ۲
مسجد جامع ابوذر، میدان ابوذر، خیابان ابوذر، خیابان شهید برادران حسنی (قلعه مرغی)، خیابان قزوین، خیابان کارگر، میدان انقلاب، دانشگاه تهران.

مسیر شماره ۳
مسجد دار السلام، میدان منیریه، خیابان ولیعصر (عج) خیابان انقلاب، دانشگاه تهران.

مسیر شماره ۴
مسجد امام زمان (عج)، خیابان آزادی، تقاطع خیابان بهبودی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران

مسیر شماره ۵
مسجد حضرت ابوالفضل (ع) میدان توحید، خیابان توحید، خیابان آزادی، میدان انقلاب دانشگاه تهران.

مسیر شماره ۶
مسجد نور، میدان جهاد، خیابان دکتر فاطمی، خیابان فلسطین، بلوار کشاورز، دانشگاه تهران.

مسیر شماره ۷
مسجد الجواد (ع) میدان هفتم تیر، خیابان کریم خان، میدان ولیعصر (عج) بلوار کشاورزی، دانشگاه تهران.

admin سیاسی

آزادی اونوری ها تا چه حد؟!!!

۲۲ مرداد ۱۳۸۹

بسم الله                                                                                                                                 
سلام علیکم
شاید جالب باشه بدونیم اونوری ها که کار هر روزشون شده گفتن این که آزادی ندارن و حزب اللهی ها اذیتشون می کنن خودشون از ما ها دارن سلب آزادی میکنن و تک تک وبلاگ ها و سایت های ارزشی رو میبندن یکی نیس بهشون بگه اگه آزادی ندارین چرا این کا را رو می کنین هر غلطی دوست دارین می کنین بعد آخرش می گین ما دیکتاتوریم و شما دموکرات البته حق دارین آب ما با اونایی که دم از دموکراسی غرب می زنن و به قول خودشون (آلکس دوتوکفیل) نماد این ها الاغ و فیله توی یه جوب نمی ره!

همه بدونن اگه همه ی فضای سایبری رو که ما ها توش فعالیم رو هم ببندن ما باز هستیم و به قول دوستمون دوئل:

we resist

admin سیاسی

فراق یار

۵ مرداد ۱۳۸۹

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود/قلبم به چشم همزدنی سنگ می شود

آقا ببخش که سرم گرم زندگیست/کمتر دلم برای شما تنگ می شود

سال هاست می شنوم که او خواهد آمد وتکیه زنان بر حرم عشق بانگ انا المهدی سر می دهد. زمین را ز عدل پر می کند و هزاران کار که باید آن را تمام کند. به نیمه شعبان هر سال که نزدیک می شویم شیعه را حال و هوایی دیگر است. از عشق به او خیابان ها منور می شود؛ همه جا جشن می شود. اما نمی دانم چرا کسی فکر نمی کند که او به خاطر شربت و شیرینی و ریسه نمی آید؟! او هم منتظَر است هم منتظِر. منتظَر است چون ما در انتظار اوییم و منتظِر است تا ما از غیبت کبری در آییم و به خود آییم که یا ایها الناس او برای شاد کردن دلمان نخواهد آمد می آید تا حکم خدا اجرا شود و اجرای حکم کند می آید. پس چرا ایستده ایم حرکتی کنیم در برای تعجیل در فرج و برای یک بار هم که شده درست و با دقت به واژه انتظار بنگریم.

آری او می آید و اسلام در جهان به پا می کند و البته پرچم را از دست سید علی می گیرد ان شاء الله.

اللهم عجّل لولیّک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

admin مذهبی

سقوط ایرباس ۶۵۵

۱۲ تیر ۱۳۸۹

ایرباسA300

تشریح واقعه:
در صبحگاه یکشنبه مورخ سوم ژوئیه ۱۹۸۸ (۱۲ تیرماه ۱۳۶۷)، هواپیمای مسافربری خط هوایی ایران ایر (به شماره ۶۵۵) که بر طبق برنامة منظم و معمول خود بین بندرعباس و دوبی در پرواز بود، در ساعت ۱۰:۱۷ صبح به وقت تهران از فرودگاه بندرعباس به هوا برخاست. هفت دقیقه بعد، هنگامی که هواپیمای مزبور بر فراز دریای خلیج فارس بود، تنها پس از گذشت یازده ثانیه از ارسال آخرین تماس رادیویی خلبان هواپیما به برج مراقبت، مورد اصابت موشکهای پرتاب شده از سوی ناو آمریکایی وینسس مستقر در خلیج فارس قرار گرفت و تمامی ۲۹۰ سرنشین آن در دم جان سپردند.
هواپیمای مزبور حامل ۲۷۵ مسافر و پانزده خدمه بود. از این تعداد، ۲۵۴ ایرانی ، سیزده نفر تبعه امارات عربی متحده، ده نفر هندی، ۶ نفر پاکستانی، شش نفر تبعه یوگسلاوی و یک نفر ایتالیایی بود. شصت‎وپنج نفر از افراد مزبور را نیز اطفال و کودکان تشکیل می‎دادند.
از سوی دیگر، زمانی که هواپیما مورد اصابت موشک ناو وینسس قرار گرفت، هنوز در فضای هوایی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. موقعیت تقریبی هواپیما در زمان سقوط ۲۶ درجه و ۳۸ دقیقه و ۲۲ ثانیه شمالی و ۵۶ درجه و ۱ دقیقه و ۲۴ ثانیه شرقی بود.
دلایل و قرائن نشان می‎دهد که نه تنها کشتیهای جنگی ایالات متحده از پیامهای رادیویی هواپیمای ایرباس شمارة ۶۵۵ که بر روی فرکانسهای باز و به زبان انگلیسی مخابره می‌شد ، باخبر و مطلع بودند، بلکه قطعاً آن پیامها را نیز در اختیار داشتند. پیامهای رادیویی‎ای که نشان دهندة غیرنظامی بودن هواپیما و مسافری و تجاری بودن آن بود. این مدعا با بررسی یافته‎های مربوط به تحقیقات رسمی که ایالات متحده بلافاصله بعد از حادثه انجام داد، ثابت می‎شود. تحقیقات وزارت دفاع آمریکا در خصوص حادثة مزبور در تاریخ ۱۹ ژوئیه (۲۸ تیرماه)انجام و در تاریخ ۲۸ ژوئیه(۶ مرداد) منتشر شد.
گزارش وزارت دفاع آمریکا در پاراگراف چهارم از صفحه E-8 اظهار می‎دارد:
«پرواز ۶۵۵ ایران ایر از بندرعباس شروع شد و به پرواز خود در مسیری عادی ادامه داد تا اینکه هفت دقیقه پس از پرواز توسط یک موشک پرتاب شده از سوی ناو وینسس مورد اصابت قرار گرفت… آخرین تماس خلبان برای گزارش دهی در خصوص موقعیت هواپیما نیز حدوداً در ساعت ۹:۵۸ بود.»
از این رو باید نتیجه گرفت که در زمان مزبور، آمریکا از مسئله مسافربری بودن هواپیما و غیرنظامی بودن آن پرواز اطلاع کاملی داشته است.
از سوی دیگر، وقتی که از ژنرال ویلیام فوگارتی (رئیس تیم تحقیق در خصوص حادثه) خواسته شد که در مجلس سنای آمریکا حاضر شده و در خصوص حادثه سقوط هواپیمای مسافربری ایران گزارش دهد، از او سؤال شد که ایالات متحده مشخصاً از کجا این اطلاعات را کسب کرده است؟ وی در پاسخ گفت:
«آقایان، لازم است که من در رابطه با منبع اطلاعات آمریکا در یک جلسه غیررسمی و بسته سخن بگویم و در مورد آن، در این سطح[علنی] به بحث نپردازم.»
گزارش وزارت دفاع نیز منبع این اطلاعات را ذکر نمی‎کند. ولی آنچه محرز است این است که اینکه ایالات متحده تجهیزات دریافت پیامهای رادیویی در آن سطح را قطعاً داشته است. گزارش وزارت دفاع نیز نشان می‎دهد که کشتیهای جنگی ایالات متحده قابلیت ثبت چنین تماسهایی را در عرشه داشتند. با وجود این فرمانده Task Frce خاورمیانه ای ایالات متحده به ناو وینسس دستور شلیک موشک به سمت هواپیمای مزبور را صادر می‎کند.
حضور ناوگانهای نظامی آمریکا در خلیج فارس در آن مقطع زمانی اگر چه به ادعای خود آمریکایی‎ها به منظور تضمین کشتیرانی آزاد در دریاهای بین‎المللی بود، اما در واقع نمایش قدرت نظامی از سوی آمریکا دلیلی جز برانگیختن حساسیت نیروهای ایرانی و کمک به عراق در طول جنگ تحمیلی نبود. سقوط یک هواپیمای مسافربری ایرانی بر فراز آبهای ساحلی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس ، یکی از بارزترین نمونه‎های نقض بیطرفی آمریکا در طول جنگ به شمار می‎رود. یک نمونة آشکار دیگر که مورد تأیید وزارت دفاع آمریکا نیز قرار گرفته ، آن است که مطابق گزارش وزارت مذکور ، تشدید جنگ در سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶) و تسری آن به آبهای نیلگون خلیج فارس ، به نحوی بود که بر اساس گزارش وزارت دفاع آمریکا:
« عراق از نیروی هوایی خود برای توسل به حملات نظامی علیه امکانات و کشتیهای نفتکش ایرانی در خلیج فارس استفاده می‎نمود. این حملات که کانون اصلی توجهشان مرکز خلیج فارس بود در سال ۱۹۸۷ شدت یافت. به نحوی که این تشدید حملات منجر به حمله اشتباه نیروهای عراقی به ناو USS STARK گردید.»
نکتة مهم این است که ، ایالات متحده ، عراق را به لحاظ قانونی مسؤول این حمله معرفی کرد، اما هیچ کاری علیه این اقدام عراق انجام نداد. ازسوی دیگر ، آمریکا کشتیهای جنگی خود را به منطقه خلیج فارس گسیل داشت؛ تنها با این ادعای واهی که «با رفتار بی‎باکانه ایران در رابطه با عبور و مرور کشتیهای بیطرف و ثالثی که مشغول تجارت قانونی بودند، مقابله نماید.» در جای دیگری، وقتی که به دنبال حادثه استارک یکی از مقامات مسؤول آمریکا به ارائه توضیحاتی نزد نمایندگان کنگره آمریکا پرداخت، بر این نکته تصریح شد که:

«عراق دوست ماست و یا حداقل رفتار دوستانه‎ای با ما دارد و ایران یکی از کشورهایی است که دشمنی زیادی با ما دارد.»

بدیهی است چنین مماشاتی جز از رفتار یکسویه آمریکا در قبال جنگ ایران و عراق (به نفع عراق) ناشی نمی‎شد. هواپیمای مزبور از سوی آمریکا مورد شناسایی نادرست قرار نگرفته بود:بر اساس گزارش وزارت دفاع، در ساعت ۹:۵۱ صبح حادثه ، افسر اطلاعات جنگی وینسس با اشاره به آسمان به فرمانده گفت که گویا یک هواپیمای تجاری در حال عبور است.از آنجایی که افسر فرمانده این گفته را با توجه به صعود آرام هواپیما از ارتفاع ۸۰۰۰ پایی به ارتفاع ۹۰۰۰ پایی و نیز غرش هواپیما به عنوان یک هواپیمای تجاری ابراز نمود و فرمانده وی نیز با سکوت خود این امر را تأیید کرد و در مخالفت با آن چیزی به زبان نیاورد، می توان نتیجه گرفت که ادعای آمریکا مبنی بر شناسائی نادرست هواپیما کذب بوده است.
گزارش اولیه و محرمانة وزارت دفاع پس از انتشار در این قسمت با حذف مطالب بسیاری همراه بود. در این رابطة تلاش دست‎اندرکاران امر در وزارت دفاع آمریکا این بود که وضعیتی از سردرگمی و ابهام را در میان فرمانده و افسران ناو وینسس در مورد نوع و کیفیت هواپیمای ایرباس القاء نموده ، در نتیجه از یقین آنها در خصوص تجاری و مسافربری بودن پرواز تا حد امکان بکاهد.
ـ تلاش آمریکا برای انکار مسؤولیت خود: بلافاصله پس از حادثه، ایالات متحده در یک حرکت هماهنگ تلاش کرد تا افکار عمومی را گمراه کند و مسؤولیت خود در قبال این حادثه را انکار نماید. ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا ، اظهار داشت که هواپیما مستقیماً به سمت ناو وینسس حرکت کرده و لذا مورد اصابت موشک قرار گرفته است تا ناو از خود در مقابل حمله احتمالی مراقبت نماید. ژنرال ویلیام جی. کراو یکی از رؤسای ستاد مشترک این کشور نیز ابراز داشت که وینسس «با هدف دفاع از خود شلیک کرده است.»
در روزهای بعد نیز سناریوهای مختلفی طرحریزی شد تا بهانه و عذر آمریکا را در توسل به حق دفاع از خود (Self-Defense) مشروع نشان دهد. از جمله این سناریوها می‎توان به این موارد اشاره کرد:‌ یک هواپیمای جنگی F14 در پشت هواپیمای مسافربری ایرباس پنهان شده بود؛ هواپیمای ایرباس در حال انجام یک مأموریت انتحاری بود؛ این عملیات سطحی همراه با عملیات قایقهای تندرو ایرانی در صبح آن روز قسمتی ازیک عملیات برنامه‎ریزی شده بود و نیز این مورد که هواپیمای ایرباس خارج از کریدور پروازی در حال پرواز بود و بالاخره این ادعا که عملیات مزبور بخشی از یک رشته عملیات نیروهای ایرانی بود که از قبل آغاز شده بود.  اینها همه و همه ادعاهایی بودند که گاه و بیگاه از سوی فرماندهان ارشد نظامی و مقامات عالیرتبه سیاسی آمریکا برای سرپوش نهادن بر ماهیت اصلی اقدامی که آشکارا ناقض اصول اولیه حقوق بین‎الملل به شمار می‎رفت، مطرح می‎شد و گذشت زمان به تدریج بطلان هر یک از ادعاهای مذکور را ثابت نمود. در واقع، دولت آمریکا تمامی این ادعاهای واهی را به این دلیل مطرح می‎کرد که محملی برای توسل این کشور به حق دفاع مشروع به عنوان یک حق ذاتی دولتها بر طبق اصول بنیادین حقوق بین‎الملل و ماده ۵۱ منشور ملل متحد باشد. این در حالی است که چنین تفسیر و برداشتی از حق دفاع مشروع، نه تنها با عقل سلیم و منطق حقوقی سازگاری ندارد بلکه با روح منشور ملل متحد و شرایط توصیف شده در ماده ۵۱ منشور نیز همخوانی ندارد. واکنش آمریکا در قبال موارد مشابه: مجموعه توجیهات و معاذیر مطرح شده در حالی از سوی مقامات آمریکا عنوان می‎شد که این کشور در سایر موارد مشابه ، واکنشهای متفاوت و بلکه متعارضی از خود نشان داده بود. مقامات آمریکا سرنگونی یک هواپیمای مسافربری در سال ۱۹۸۴ (۱۳۶۳) را بربریت نامیدند و خواستار تحریم بین‎المللی کلیه خطوط هوایی اتحاد جماهیر شوروی سابق شدند. بیان مختصر این حادثه از این قرار است که در سپتامبر ۱۹۸۳ (شهریور ۱۳۶۲) یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ شرکت هواپیمایی کره جنوبی (K.L.L) با ۲۶۹ نفر مسافر از مسیر عادی خود منحرف شده و مسافتی در حدود پانصد کیلومتر را در زمانی نزدیک به دو ساعت در داخل خاک شوروی سابق طی نمود. نهایتاً به دلیل بی‎توجهی هواپیمای مزبور به اخطارهای مکرر هواپیماهای شکاری این کشور، هواپیمای مذکور توسط سیستم دفاع موشکی شوروی سرنگون گردید. در این ماجرا، ریگان اظهار داشت که هیچ چیزی نمی‎تواند توجیه‎کننده سرنگونی یک هواپیمای غیرمسلح باشد. تبلیغات وسیع آمریکا در این خصوص حدوداً شش ماه ادامه یافت. شورای امنیت سازمان ملل متحد با هدف محکوم کردن اقدام شوروی چهاربار تشکیل جلسه داد و متحدینِ اروپایی آمریکا در شورای امنیت شدیداً نسبت به عمل شوروی واکنش نشان دادند.

* تلاشهای بین‎المللی ایران در پیگیری حقوقی مسئله
ـ شکایت نزد شورای ایکائو؛ بلافاصله پس از وقوع حادثه، جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد تا مسئله را نزد شورای سازمان بین‎المللی هواپیمایی کشوری (ایکائو) مطرح و حقوق از دست‎رفته خود را اعاده نماید. در سوم ژوئیه ۱۹۸۸ (روز حادثه) معاون وزیر راه و ترابری و رئیس سازمان هواپیمایی کشوری ایران تلکسی را به عنوان ریاست شورای ایکائو ارسال کرد و طی آن وی را در جریان حمله به هواپیمای ۶۵۵ ایران قرار داد و از شورا درخواست نمود که اقدام مؤثری در جهت محکومیت ایالات متحده انجام دهد . در همان روز، مجدداً تلکسی از طرف معاون وزیر راه و ترابری به عنوان ریاست شورای ایکائو ارسال و به موجب آن از ریاست شورا درخواست شد که ریاست و اعضای شورا همراه با متخصصین‎ با هم ملاقات نموده ، بر روی این حادثه مطالعه کنند. شایان ذکر است که در روز مذکور، وزیر خارجه وقت ایران نامه‎ای را برای دبیرکل سازمان ملل متحد ارسال و در آن نگرانی عمیق کشورش را از این حادثه ابراز کرد و اضافه نمود که اقدام تجاوزکارانه آمریکا علیه خطوط هوایی جمهوری اسلامی ایران در تناقض آشکار با همه قواعد و اصول بین‎المللی و بویژه مواد ۱ و ۲ کنوانسیون ۱۹۴۴ شیکاگو و تهدید جدی هوانوردی کشوری در منطقه می‎باشد.
در تاریخ ۴ ژوئیه ۱۹۸۸(۱۳ تیرماه ۱۳۶۷) ، ریاست شورای ایکائو به تلکس معاون وزیر راه و ترابری ایران پاسخ داد. ریاست شورا در این نامه نگرانی و تأسف عمیق خود را از بروز این حادثه به دولت و خانواده قربانیان اعلام نموده و اطلاع داد که تلاشهایی به عمل‌ آورده تا اعضا را برای برگزاری اجلاس فوق‎العاده شورا به منظور بررسی درخواست جمهوری اسلامی ایران متقاعد سازد. در این نامه همچنین مطلب مهمی اضافه شده بود که در پیگیریهای قضایی بعدی، مستند دولت ایران قرار گرفت. ریاست شورای ایکائو در این نامه اضافه کرده بود:
«خط‎مشی ایکائو تضمین امنیت و نظم پروازهای کشوری و مقابله جدی با استفاده از قوای قهریه علیه هواپیماهای غیرنظامی می‎باشد.»
در تاریخ ۵ ژوئیه ۱۹۸۸(۱۴ تیرماه ۱۳۶۷) ، ریاست شورای ایکائو به نمایندگان شورا اطلاع داد که در تاریخ ۱۳ ژوئیه ۱۹۸۸(۲۳ تیرماه) جلسه فوق‎العاده‎ای بنا به درخواست ایران و به منظور رسیدگی به قضیه سقوط هواپیمای مسافربری ایرباس ایرانی برگزار خواهد شد. در این جلسه، ریاست ایکائو بر این نکته تأکید کرد که «این اصل بنیادین که به موجب آن دولتها بایستی از توسل به اقدامات مسلحانه علیه هواپیماهای غیرنظامی خودداری نمایند، باید توسط همه دولتها رعایت شود»

در این جلسه همچنین نمایندة جمهوری اسلامی ایران ضمن تشریح واقعه، درخواستهای مشروع خود را متذکر شد. نمایندة ایالات متحده نیز به تبیین مواضع خود پرداخت و اعلام کرد که پرداخت هر خسارتی از سوی آمریکا باید به موجب شرایط حقوقی قوانین ایالات متحده و با مشورت با کنگره این کشور باشد و نه قواعد بین‎المللی.
مدیرعامل سازمان هواپیمایی کشوری ایران در تاریخ ۱۹ ژوئیه ۱۹۸۸(۲۸ تیرماه ۱۳۶۷) تلکسی را جهت ریاست ایکائو فرستاد و نارضایتی جمهوری اسلامی ایران را از نتایج جلسه فوق‎العاده (که صرفاً بیان مواضعی کلی بود) ابراز داشت. وی در ادامه اضافه نمود که: «رفتار بیرحمانه و غیرمسؤولانة یک دولت عضو را نباید بدون مجازات رها کرد.»
از سوی دیگر، به موجب تصمیم اتخاذ شده در جلسة فوق‎العاده شورای ایکائو (که در روزهای ۱۳ و ۱۴ ژوئیه ۱۹۸۸ برگزار شد)، نشستی در دفتر ایکائو در پاریس در ۶ اکتبر ۱۹۸۸ (۱۴ مهرماه ۱۳۶۷) برگزار شد و طی آن مسائل چندی از جمله مقررات ناظر بر خدمات کنترل هوایی در مسیر A59 که هواپیمای ایرباس در آن مسیر سقوط کرده بود، مورد بررسی قرار گرفت. در تاریخ ۷ نوامبر(۱۵ مهرماه) نیز ریاست شورای ایکائو و دبیرکل این سازمان ، گزارش کمیتة حقیقت‎یاب را در رابطه با این حادثه به شورا ارائه نمودند.
شورای ایکائو در روزهای پنجم تا هفتم نوامبر ۱۹۸۸ (۱۳ تا ۱۵ مهرماه ۱۳۶۷) نشست دیگری را به منظور بررسی درخواستهای ایران تشکیل داد. در این جلسه گزارش ایکائو مورد بررسی قرار گرفت و نمایندگان برخی از کشورها نیز در راستای مواضع ایران سخنرانی نمودند. نهایتاً نیز شورای ایکائو آخرین نشستهای خود در رابطه با این حادثه را از ۱۳ تا ۱۷ مارس ۱۹۸۹ (۲۲ تا ۲۶ اسفند ۱۳۶۷) برگزار و طی آن قطعنامه‎ای را در تاریخ ۱۷ مارس ۱۹۸۹ به تصویب رساند. در این قطعنامه، شورای ایکائو با اشاره به حادثة شلیک موشک به سمت هواپیمای مسافربری ایرباس در تاریخ ۳ ژوئیه ۱۹۸۸ که توسط ناو جنگی آمریکا رخ داد، تأسف عمیق خود را نسبت به این حادثه ابراز نمود. در ادامه ، شورا خط مشی خود در خصوص محکومیت استفاده از قوه قهریه علیه هواپیماهای غیرنظامی در حال پروازرا ابراز کرد واز دولتها درخواست نمود که تمامی اقدامات لازم را برای تضمین امنیت هوانوردی بین‎المللی اتخاذ نمایند. مع الاسف ، شورای ایکائو همچنان از محکومیت اقدام آمریکا سرباز زد.
با توجه به اینکه شورای ایکائو عملاً اقدام مناسبی در احقاق حقوق از دست رفته ایران صورت نداده بود، لذا کشور ایران ناگزیر شد به سبب ناکارآمدی ایکائو و بر اساس ماده ۴۸ کنوانسیون شیکاگو به دیوان بین‎المللی دادگستری رجوع نمود.

* ارجاع قضیه از سوی ایران به دیوان بین‎المللی دادگستری
در تاریخ ۱۷ می ۱۹۸۹(۲۷ اردیبهشت۱۳۶۸) جمهوری اسلامی ایران دادخواستی را نزد دیوان بین‎المللی دادگستری تنظیم کرد و طی آن شکایتی را علیه دولت آمریکا در رابطه با سقوط هواپیمای مسافربری ایرانی و کشته شدن ۲۹۰ مسافر و خدمه آن در ۳ ژوئیه ۱۹۸۸ مطرح نمود. دادخواست جمهوری اسلامی ایران به لحاظ حقوقی مبتنی بر اختلاف ناشی از تفسیر و اجرای کنوانسیون ۱۹۴۴ هوانوردی کشوری بین‎المللی و کنوانسیون ۱۹۷۱ در خصوص ممنوعیت اقدامات غیرقانونی علیه امنیت هوانوردی کشوری در رابطه با حادثه مذکور بود. مطابق بند دوم از ماده ۳۸ قواعد مربوط به آیین دادرسی دیوان بین‎المللی دادگستری، دادخواست باید حتی‎المقدور دربرگیرندة مواردی از قبیل دلایل و مبانی حقوقی صلاحیت دیوان برای رسیدگی به قضیه، ماهیت دقیق ادعا و شرح مختصری از وقایع و دلایلی باشد که دعوا بر آن مبتنی است.
بر این اساس، دادخواست جمهوری اسلامی ایران و لایحه تنظیمی آن پنچ بخش را در برمی‎گرفت. بخش اول، تشریح واقعیتها و حقایق مادی قضیه، تلاشهای حقوقی بین‎المللی ایران و رفتار غیرمسؤولانه آمریکا پس از حادثه؛ بخش دوم، بررسسی مبنای صلاحیتی دیوان بین‎المللی دادگستری با توجه به اساسنامه دیوان و قواعد قراردادی حقوق بین‎الملل؛ بخش سوم، تشریح قواعد و اصول حقوقی لازم‎الاجرا در این قضیه؛ بخش چهارم، درخواست ایران مبنی بر اعمال قواعد و اصول حقوق بین‎المللی بر واقعیات و حقایق مادی قضیه و بالاخره بخش پنجم نیز مسئله جبران خسارات وارده را دربرمی‎گرفت.در بخشهای پیشین این گزارش به اختصار بخش اول این لایحه (تشریح ماهیت و چگونگی وقوع حادثه) از نظر گذشت.

* مبانی حقوقی صلاحیت دیوان بین‎المللی دادگستری:
صلاحیت دیوان برای رسیدگی به مسئله بر سه مبنا استوار بود: کنوانسیون شیکاگو، کنوانسیون مونترآل ، معاهده مودت.
صلاحیت دیوان به موجب کنوانسیون ۱۹۴۴ شیکاگو: ماده ۸۴ کنوانسیون مذکور که در فصل هیجدهم کنوانسیون با عنوان «اختلافات و قصور» قرار دارد، مؤید صلاحیت دیوان در این زمینه است. به موجب ماده ۸۴ کنوانسیون شیکاگو:
«حل و فصل اختلافات:
چنانچه در مورد تفسیر و اجرای این کنوانسیون و ضمائم آن اختلافی بین طرفهای معظم معاهداتی بروز نماید که از طریق مذاکره حل نشده باشد، در آن صورت موضوع بنا به درخواست هر یک از طرفهای اختلاف توسط شورا مورد تصیمیم‎گیری قرار می‎گیرد. چنانچه هر یک از طرفهای اختلاف عضو شورا باشند، در این رسیدگی نمی‎توانند صاحب رأی باشند. بر اساس ماده ۸۵، هر یک از طرفهای معاهده می‎تواند درخواست کند تصمیم شورا به یک دیوان ویژه که مورد توافق سایر اعضاست و یا به دیوان دائمی دادگستری بین‎المللی ارجاع گردد. چنین درخواستی را باید ظرف ۶۰ روز از ابلاغ تصمیم شورا به شورای سازمان اطلاع داد.»
در لایحة جمهوری اسلامی ایران، با بیان این ماده، تحقق سه شرط مربوط به ارجاع قضیه به یک محکمه بین‎المللی اثبات شده و در ادامه آمده است که لذا جمهوری اسلامی ایران این حق را دارد که برابر ماده ۸۴ کنوانسیون شیکاگو ، اختلاف را به دیوان بین‎المللی دادگستری احاله نماید.
صلاحیت دیوان به موجب کنوانسیون مونترآل:
اعتقاد جمهوری اسلامی ایران بر این بود که به دلیل اقدام آمریکا در سقوط هواپیمای مسافربری ایرباس به شماره ۶۵۵ ایران ایر و قصور ایالات متحده در اتخاذ اقدامات مناسب برای جلوگیری از بروز این حادثه و عدم مجازات شدید عاملین آن ، این کشور مواد ۱ و ۳ و بند ۱ از ماده ۱۰ کنوانسیون مونترآل را نقض کرده است. از طرف دیگر، این واقعیت مسلم که دولت آمریکا هرگونه مسؤولیت حقوقی خود را در قبال این حادثه انکار و تکذیب می‎نماید، نشان می‎دهد که بین دو دولت در خصوص معنا و مفهوم بند «یک» از مادة ۱۴ کنوانسیون مونترآل اختلافی وجود دارد. این بند اشعار می‎دارد:
«هرگونه اختلافی بین دو یا چند عضو معاهده که مربوط به تفسیر یا اجرای کنوانسیون باشد و از طریق مذاکره حل نشود، بنا به درخواست هر یک از آنها به داوری ارجاع می‎شود. چنانچه ظرف شش ماه پس از درخواست ارجاع مسئله به داوری، طرفین نتوانند در مورد سازمان داوری به توافق برسند، در آن صورت می‎تواند اختلاف را بر طبق اساسنامه دیوان بین‎المللی دادگستری به این دیوان ارجاع نماید.»
ـ صلاحیت به موجب معاهده مودت: در این لایحه، دولت ایران همچنین موادی از معاهده ۱۹۵۵ مودت بین ایران و آمریکا را به عنوان مبنای صلاحیتی دیوان مورد استناد قرار داده بود. به موجب استدلال جمهوری اسلامی ایران، بند ۲ ماده ۲۱ معاهده مودت نیز مبنای صلاحیتی مستقل و دیگری برای دیوان خواهد بود تا به این مسئله رسیدگی نماید. برابر این ماده:
«هر اختلافی که در رابطه با تفسیر و اجرای این معاهده بین طرفهای معظم بروز نماید و از طریق دیپلماسی حل آن رضایت‎بخش نباشد، به دیوان بین‎المللی دادگستری ارجاع خواهد شد، مگر اینکه طرفین به این توافق برسند که اختلاف را از طرق دیگر حل‎وفصل نمایند.»
این در حالی بود که مقامات آمریکا در سایر موارد مشابه، این ماده را مستند صلاحیت دیوان قرار داده بوده و دیوان نیز صلاحیت خود را به موجب این معاهده احراز کرده بود. در این رابطه، قضیة مربوط به گروگان‎گیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران قابل ذکر است که دیوان مشخصاً به همین بند از ماده ۲۱ معاهده مودت برای اثبات صلاحیت خود استناد کرده بود.
ضمن اینکه دیوان در قضیة اقدامات نظامی و شبه‎نظامی در نیکاراگوئه نیز بر اساس معاهده ۱۹۵۶ آزادی کشتیرانی و تجارت بین دو کشور (و مشخصاً ماده ۱۹ آن) تصریح کرده بود که: «تردیدی نیست که به موجب شرایطی که نیکاراگوئه به دیوان مراجعه کرده است و بر پایه واقعیاتی که اظهار شده، اختلافی بین دو طرف مخصوصاً در مورد تفسیر و اجرای معاهده وجود دارد.»
مبنای دیگر استدلالی ایران این بود که ایالات متحده نیز همواره بر اعتبار و لازم‎الاجراء بودن معاهده مودت تأکید کرده است.
اصول و قواعد حقوقی حاکم بر اختلاف:
در این قسمت، شکایت ایران مشتمل بر اصول و قواعد قراردادی و نیز قواعد عرفی حقوق بین‎الملل بود. جمهوری اسلامی ایران در این رابطه تلاش نمود تا قواعد مشخص و مندرج در معاهدات دو یا چندجانبه‎ای را مبنای استدلال خود ذکر کند که دو کشور ایران وآمریکا اعضای پیوسته و کامل آن معاهدات بودند. کنوانسیون شیکاگو، کنوانسیون مونترآل، معاهده مودت و نیز قواعد عرفی حقوق بین‎الملل در خصوص مسئله بیطرفی از جملة این موارد بود.
نقض کنوانسیون ۱۹۴۴ شیکاگو: کنوانسیون شیکاگو دربرگیرنده مجموعه جامعی از قواعد حاکم بر هوانوردی کشوری بین‎المللی است. این کنوانسیون که در آن زمان بیش از ۱۶۰ کشور عضو داشت ، توسط دو کشور ایران و آمریکا تصویب شده بود. ایالات متحده این کنوانسیون را در تاریخ ۹ اوت ۱۹۴۶ و دولت وقت ایران آن را در ۱۹ آوریل ۱۹۵۰ به تصویب رسانده بودند. مقدمه کنوانسیون، مواد ا، ۲ و ۳، بند الف ماده ۴۴ و ضمائم شماره ۲، ۱۱ و ۱۵ مشخصاً مواردی را در برمی‎گیرد که ایالات متحده با این اقدام غیرانسانی خود مرتکب نقض آنها شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‎شود.
در مقدمه کنوانسیون تصریح شده که هوانوردی کشوری بین‎المللی غیر نظامی از طریق رفتار دوستانه و تفاهم بین کشورها و پرهیز از تنش و اصطکاک توسعه یافته و طرفها با امضای این کنوانسیون اصول و قواعدی را به منظور گسترش هوانوردی غیرنظامی بین‎المللی در فضایی از امنیت و نظم مورد توافق قرار می‎دهند و این کنوانسیون نیز در راستای تحقق چنین اهدافی مدون گردیده است. ماده«یک» کنوانسیون صلاحیت کامل و انحصاری هر کشور بر فضای هوایی بالای سرزمین خود را مورد شناسایی قرار داده است. در مادة«دو» قلمرو سرزمینی هر کشور معین شده و عبارت از فضای بالای مناطق خشکی کشور و نیز فضای بالای دریای سرزمینی یک کشور در مجاورت قلمرو زمینی آن دانسته شده است. مادة«سه» مکرر ( که به پروتکل ۱۹۸۴ مونترآل به کنوانسیون شیکاگو معروف است)، تصریح می‎کند هر یک از طرفهای کنوانسیون می‎پذیرد که از توسل به زور و قوه قهریه علیه هواپیماهای کشوری که حامل مسافران عادی و غیرنظامی است خودداری نماید.
بخشی از مادة ۴۴ کنوانسیون شیکاگو (که سازمان هوانوردی کشوری بین‎المللی «ایکائو» بر اساس آن تأسیس شده است) نیز، تصریح می‎نماید که هدف از ایجاد سازمان از جمله آن است که رشد مطمئن و منظم هوانوردی کشوری بین‎المللی را در جهان گسترش دهد و امنیت پروازی را در این رابطه تضمین نماید.
نقض کنوانسیون ۱۹۷۱ مونترآل: این کنوانسیون که به مسائل مربوط به توقیف و ممنوعیت اقدامات غیرقانونی بر ضد هواپیماهای غیرنظامی و مسافران و خدمه آن می‎پردازد، در پاراگراف الف و ب مادة«یک» خود برخی از این اقدامات ممنوعه را فهرست نموده و از جمله اشاره می‎کند که چنانچه شخصی مرتکب تهاجم غیرقانونی و عمدی شود، از جمله اینکه اقدامی را علیه شخصی که در یک پرواز غیرنظامی به سر می‎برد، صورت دهد و امنیت هواپیما را به خطر اندازد و یا هواپیما را نابود سازد یا به نحوی به آن خسارت وارد نماید که امنیت پروازی را به خطر اندازد، این ممنوعیت ، قانونی وکامل و قطعی است. مادة سوم کنوانسیون مونترآل نیز مرتبط با این قضیه است. زیرا به موجب این ماده، هر یک از طرفهای معاهده متعهد می‎شود که برای هر یک از اقدامات تجاوزکارانه مندرج در مادة«یک» مجازات شدیدی وضع نموده و آن را اجرا نماید. بالاخره، بند «یک»ماده ۱۰ کنوانسیون مذکور نیز در این رابطه حائز اهمیت است که عنوان می‎کند اعضای کنوانسیون بر طبق حقوق بین‎الملل و قواعد حقوق داخلی تلاش خواهند کرد تا اقدامات عملی مناسب را به منظور جلوگیری از بروز اقدامات تجاوزکارانه مندرج در ماده «یک» اتخاذ نمایند.
نقض معاهده مودت: مواد ۴، ۸، ۱۰، از معاهده مودت ایران و آمریکا بنابر ارتباطی که با این اقدام تجاوزکارانه آمریکا در قبال ایران دارند، از سوی ایالات متحده نقض شده است. ماده ۴ بیانگر این تعهد است که طرفین معاهده رفتار برابر و منصفانه‎ای را با اتباع و اموال دو دولت خواهند داشت و از توسل به اقدامات نامعقول و تبعیض‎آمیز که به حقوق قانونی آنها لطمه می‎زند، اجتناب خواهند کرد. برابر ماده ۸ نیز دو طرف متعهد شده‎اند که نسبت به تولیدات کشور مقابل رفتاری برابر با تولیدات سایر کشورها داشته و هیچ یک از دو طرف نباید محدودیتها یا ممنوعیتهایی را بر تولیدات یکدیگر اعمال نمایند، مگر آنکه چنان محدودیتهایی را در مورد کشورهای ثالث نیز اعمال نموده باشند. بالاخره ماده ۱۰ معاهده مودت نیز اشعار می‎دارد که در سرزمینهای دو کشور آزادی تجارت و کشتیرانی وجود خواهد داشت.
دولت آمریکا با حملة عمدی و تجاوزکارانه هواپیمای مسافربری ایران‎ایر نه تنها اصول و قواعد مشخص قراردادی فیمابین دو دولت را (که به مواردی از آن اشاره شد) آشکارا نقض کرد، بلکه قواعد آشکار و مسلم حقوق بین‎الملل را نیز زیرپا نهاد. در این رابطه، اصولی از منشور ملل متحد در خصوص ممنوعیت توسل به زور (بند ۴ ماده منشور) و لزوم احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی واحدهای سیاسی جامعه بین‎المللی نیز حائز اهمیت است.
اعمال قواعد و اصول حقوق بین‎‎الملل بر قضیه: با در نظر گرفتن اصول و قواعد حقوق بین‎المللی که در قضیه متنازع فیه قابلیت اجرائی داشت، مناسب آن است که قواعد و اصول مذکور را بر واقعیات و حقایق مادی قضیه (که قبلاً تشریح شد) اعمال نمود. این قسمت در واقع بخش چهارم لایحه شکوائیه دولت جمهوری اسلامی ایران را تشکیل داده و مشخصاً دو بحث مجزا را دنبال می‎کند. ابتدا، موضوع اقدام آمریکا در استخدام و بکارگیری ناوگان جنگی در منطقه خلیج فارس بود که از مدتها قبل از وقوع حادثه آغاز شده و پس از آن نیز ادامه یافت. موضوع دوم نیز در واقع ماهیت اصلی دعوا را شکل می‎دهد که همانا اقدام آمریکا درحمله به هواپیمای ایرباس ایرانی می‎باشد. با عنایت به ضررها و زیانهای متعدد مادی و معنوی که به اتباع ایرانی و حقوق حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران در این حادثه وارد شده بود، لذا دولت ایران از دیوان بین‎المللی دادگستری خواست که دولت آمریکا را متعهد نماید تا خسارات وارده به جمهوری اسلامی ایران و اتباعش را از نظر مادی و معنوی و نیز از حیث خسارات وارده به اشخاص حقیقی و حقوقی ذی‎دخل در حادثه بپردازد.
درخواستهای مشخص ایران از دیوان بین‎المللی دادگستری: در دادخواستی که جمهوری اسلامی ایران در رابطه با حادثه سقوط هواپیمای ایرباس نزد دیوان بین‎المللی دادگستری و علیه دولت آمریکا تنظیم نموده بود، درخواستها و مطالبات چندی مطرح شده بود. در این دادخواست ، دولت جمهوری اسلامی ایران از دیوان بین‎المللی دادگستری درخواست نموده بود که این دیوان اعلام نماید :
ـ دیوان صلاحیت رسیدگی به این قضیه را دارد.
ـ آمریکا با اقدام خود در سقوط هواپیمای ایرانی ایرباس اصول و قواعد اساسی حقوق بین‎الملل را نقض کرده و مرتکب یک جنایت بین‎المللی شده است.
ـ دولت آمریکا با عدم پیگیری جدی قضیه و مجازات شدید عاملین و مرتکبین آن مسئولیتهای حقوقی خود را به موجب ماده ۳ و بند «یک» ماده ۱۰ کنوانسیون مونترآل نقض کرده است.
ـ دولت آمریکا با رفتارهای خود امنیت هوانوردی را مختل نموده و ماده ۴۴ و ضمیمه شماره ۲، ۱۱ و ۱۵ کنوانسیون شیکاگو را نقض نموده است.
ـ ایالات متحده با استقرار ناوگان نظامی خود در منطقه خلیج فارس و در محدوده آبهای سرزمینی ایران و توسل این کشور به رفتارهای متجاوزانه بند «یک» از ماده ۱۰ معاهده مودت فیمابین را نقض نموده است.
ـ آمریکا با حضور در آبهای سرزمینی خلیج فارس و اقدام تجاوزکارانه خود حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران و اصل عدم مداخله را نقض نموده است.
ـ اقدامات و فعالیتهایی که می‎تواند ناقض تعهدات حقوق بین‎المللی این کشور در خلیج فارس باشد، باید فوراً متوقف شود و همچنین این کشور باید متعهد به جبران خسارات وارده در اشکال مختلف آن باشد.
خاتمة زودرس دعوا در دیوان بین‎المللی دادگستری
جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۱۷ می ۱۹۸۹ (۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۸) دادخواستی را مبنی بر شکایت علیه دولت آمریکا در ارتباط با اختلاف ناشی از تفسیر و اجرای کنوانسیون ۱۹۴۴ هوانوردی کشوری بین‎المللی و کنوانسیون ۱۹۷۱ توقیف (ممنوعیت) اقدامات غیرقانونی علیه امنیت هوانوردی کشوری و در رابطه با سقوط هواپیمای مسافربری ایرانی و کشته شدن ۲۹۰ مسافر و خدمه آن که در ۳ ژوئیه ۱۹۸۸ اتفاق افتاد، در دیوان بین‎المللی دادگستری تنظیم نمود. دولت ایران همچنین لایحه خود را در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۱۹۹۰ (۲ مرداد ۱۳۶۹) ودر فاصله مهلتهای تعیین شده نیز تسلیم دیوان کرد. پس از آن، دولت آمریکا دفاعیه خود را ابتدا در چارچوب اعتراضات مقدماتی به صلاحیت دیوان تهیه و نزد دیوان ثبت کرد. در این مرحله، دولت آمریکا تلاش کرده بود تا به نقد استدلالهای ایران در ذیصلاح بودن دیوان بین‎المللی دادگستری در رسیدگی به این قضیه بپردازد. شایان ذکر است که اعتراضات مقدماتی آمریکا به صلاحیت دیوان در تاریخ ۴ مارس ۱۹۹۱ (۱۳ اسفند ۱۳۶۹) به دیوان عرضه شد. در تاریخ ۹ سپتامبر ۱۹۹۲ (۱۸ شهریور ۱۳۷۱) نیز جمهوری اسلامی ایران ملاحظات و نظریات خود را در خصوص اعتراضات مقدماتی دیوان عرضه نمود و به انتقاداتی که دولت آمریکا مطرح نموده و طی آن مدعی شده بود که دیوان بین‎المللی دادگستری صلاحیت رسیدگی به این قضیه را ندارد، پاسخ داد.
از سوی دیگر، دیوان بین‎المللی دادگستری از سازمان ایکائو درخواست نمود که ملاحظات ودیدگاههای خود را ارائه نماید. ایکائو نیز نهایتاً در تاریخ ۴ دسامبر ۱۹۹۲ (۱۳ آذر ۱۳۷۱) ملاحظات مکتوب خود را در مهلت مقرر توسط دیوان و در تعقیب ماده ۶۹ پاراگراف سوم از آیین دادرسی دیوان ارائه نمود.
با وجود این، در تاریخ ۸ اوت ۱۹۹۴(۱۷ مرداد ۱۳۷۳) ، نمایندگان دو طرف مشترکاً طی ارسال نامه‎ای به دیوان اطلاع دادند که دولت متبوعشان مایل است که تا اطلاع ثانوی، رسیدگی شفاهی به دیوان را به تأخیر اندازند. نهایتاً نیز در تاریخ ۲۲ فوریه ۱۹۹۶ طرفین نامه‎ای را به دیوان ارائه و طی آن اعلام نمودند که دولتهای متبوعشان موافقت نموده‎اند که قضیه را ادامه ندهند، زیرا آنها « به تهیه و تنظیم موافقتنامه‎ای نائل شده‎اند که بر اساس آن اختلافات، تفاوت در دیدگاهها، ادعاها، دعاوی متقابل و مسائلی را که مستقیماً یا به صورت غیرمستقیم از این قضیه ناشی می‎شود یا با آن ارتباط دارد، به طور نهایی حل وفصل نموده‎اند.»
شایان ذکر است که پس از خاتمه زودرس دعوا در دیوان که قبل از صدور رأی نهایی صورت پذیرفت، دولت آمریکا به عنوان غرامت مبلغ ۵۵ میلیون دلار برای خانواده‎های قربانیان و نیز مبلغ ۴۰ میلیون دلار برای غرامت ناشی از سقوط هواپیما به دولت جمهوری اسلامی ایران پرداخت.
پرداخت غرامت از سوی آمریکا را چنانچه در پرتو قواعد حقوق بین الملل ارزیابی کنیم ، منطقاً می توان نتیجه گرفت که آمریکا نه تنها مسؤولیت خود را در قبال این فاجعه به عهده گرفته است ، بلکه به لوازم بعدی آن ( یعنی پرداخت غرامت وارده ) ‌نیز ملتزم شده است ،
با این حال سؤالی که اکنون فرا روی ماست این است که آیا صرف پرداختن چنین غرامتی ، جبران کننده تمامی آثار زیانبار مادی و معنوی وارده به حیثیت حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران از یک سو و التیام بخش عواطف جریحه دار شده ملت ایران از سوی دیگر بود یا خیر ؟! سؤالی که پاسخ آن بغایت دشوار است.
کوتاه سخن آنکه؛ فاجعه ایرباس اگرچه مهمترین مورد نقض حقوق بین‎الملل هوایی و قواعد اساسی تضمین امنیت و سلامت هواپیمایی بین‎المللی کشوری به شمار می‎رود، اما فرمانده ناو وینسس به خاطر این عمل از دولتمردان آمریکا نشان لیاقت گرفت و پرسروصداترین محافل سیاسی غرب به آرامی از کنار آن گذشتند. انگشت «ویت راجز» فرمانده وینسس اگرچه ماشه را چکاند و نشان لیاقت گرفت ، اما خود او روانه تیمارستان شد ، همانگونه که خلبان هواپیمای آمریکایی که بر سر هیروشیما بمب اتم فرو ریخته بود، روانه تیمارستان شد. این وقایع بیانگرآنند که دولت آمریکا علیرغم همه ادعاهایی که در حمایت و پاسداری از حقوق بشر داشته و دارد، در عمل راهی بر خلاف این ادعاها را طی می‌کند .

نویسنده: عباس باقرپور اردکانی

منبع: خبرگزاری فارس

admin سیاسی

مولای من سلام

۸ تیر ۱۳۸۹

مولای مهربان غزل های من سلام

سمت زلال اشک من آقای من سلام

قامت بلند و اوج نگاهت همیشه سبز

آبی ترین بهانه ی دنیای من سلام

ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم

دستی، سری تکان بده، مولای من سلام

ماه نایاب خدا در آسمان

پرده بیفکن یا صاحب الزمان

اللهم عجّل لولیّک الفرج

admin فرهنگی